─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
وقتی نباشی آخر پاییز یلدا نیست
شبهای حزنت را امیدِ صبح فردا نیست!
قلبم اناری، دانه دانه شد به غم هایت
حافظ بیا تعبیر کن! ذوقی به دنیا نیست!
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
#هانی_من 🩵
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
وقتی نباشی آخر پاییز یلدا نیست
شبهای حزنت را امیدِ صبح فردا نیست!
قلبم اناری، دانه دانه شد به غم هایت
حافظ بیا تعبیر کن! ذوقی به دنیا نیست!
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
#هانی_من 🩵
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
زبان بغل
بهارِ واژه ی عشق است، آشیانِ بغل
هزار فاصله افتاده در خزان بغل
چقدر خسته ام از دورهای بی انجام
بیا که زنده بماند دوباره جانِ بغل
کجاست خواب و خوراک و کجاست صبرو قرار
گرفته تاب و توان از دلم عنان بغل
چقدر گنگ و غریب است، دوری ازجانان
به حرف آمده دیگر، لب و زبان بغل
به جستجوی تو در شهرِ بی حضورِ توام
خریده ام بغلی غایب از دکان بغل!
#ترانه_تقوی(پرنده شرقی)
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
میان بغض و ترس و زخمه ی بی رحمیِ دنیا
حضورت عاشقانه دردهایم را مداوا کرد
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
قهوه ی چشم تو صد فال خوش و شیرین است!
می شود دعوتِ یلدای نگاهت باشم؟
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
سوغات پاییز
رنگی ترین چادر به سر می پوشد آذر
با ته تغاری دخترش یلدای دلبر
انگور و خرمالو، گلابی، در سبدهاش
گسترده سفره در تمام شهر یکسر
کُرسی و فال حافظ وصد دانه شادی
یلدا دلِ خوش می نویسد توی دفتر
آذر تمام بقچه اش سوغات پاییز
در جیبهایش نرگس و مینا و اختر
در جشن پایان شکوه برگ و صد رنگ
درس رهایی می دهد یک بار دیگر
سرما به هنگام خودش بس با شکوه است!
از آنچه که آزرده ات می کرده بگذر!
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
صبح و سرما نفسِ گرم تو را کم دارد
چای من از دهن افتاده عزیزم بی تو!
#ترانه_تقوی(پرنده شرقی)
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
سرما به هنگام خودش بس با شکوه است!
از آنچه که آزرده ات می کرده بگذر!
#ترانه_تقوی(پرنده شرقی)
بیتی از غزل سوغات پاییز🍁🍂
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
آذر ماهی جانم سلام
روز شمار تولدت هر روز برگی از شاخه می اندازد
تا روز میلادت را به سپیدی و نور آذین کند
و نقاش طبیعت قلم به دست در حال ترسیم رویاهای رنگارنگت.🍂🍁🍂
تنور قلبت پر حرارت و مطبوع از عطر خوش عشق
تویی که وجودت گرمای زندگیست❤️🔥
سفره ی طلایی برگ عاشقانه ات پر از انارها و خرمالوها به یلداترین دلخوشی ها، پربار .!
و خش خش برگها زیر پاهایت زیباترین سمفونی شکستن رنجهایت باشد
برگ ریزان عمرت پر از رستن آرزوهایی محقق باشد
خوش آمدی
#ترانه_تقوی(پرنده شرقی)
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
شبیه تکه ابری که جدا ماند از رفیقانش
سر انجامم به دریا، تا رسیدن را بیاموزم !
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
پرواز به دریا
کنارت خواستم روزی پریدن را بیاموزم
شکستی بال هایم تا دویدن را بیاموزم
نگاهم را گرفتی، دست در دست تو بگذارم
زمینم می زدی تا خوب دیدن را بیاموزم ؟
شدی سنگ صبورم تا بدانی نقطه ضعفم را؟
نمک بر زخم دادی دل بریدن را بیاموزم ؟
هر آنچه بر سرم آمد مرا اینگونه زیبا ساخت
که از انسان بی ارزش رهیدن را بیاموزم
شکستِ زندگی را باختن دیدن غلط باشد
برنده آن زمانم پر کشیدن را بیاموزم !
شبیه تکه ابری که جدا ماند از رفیقانش
سر انجامم به دریا، تا رسیدن را بیاموزم !
#ترانه_تقوی(پرنده شرقی)
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
گیسوانت
مامن خواب و خیالم روز و شب
بین زلفت ردی از تکرار دستان من است
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
خواب و بیدار
هنوزم باورش سخته
که رفتی از کنار من
ببین اینجوری دیوونه م
ندیدن! گشتن و گشتن!
دلم دلتنگ چشماته
ببوسم تا که خالی شم
آخه چشما رو بوسیدن
میشه رو هر غمی مرهم
میزاشتم لب روی پلکت
نمی شد همقدت قدم
سرت رو خم می کردی تا...
چقد کم بودی تو سایه م !!!
ببین شاعر شدم واست
که بازم بنویسم از نو
مگه پیغوم ندادی بم(بهم)
کجایی تو؟! کجایی تو؟؟
دلم همخونه ی درده
دلم دلتنگه و تنگه
چقد از آدما خسته م
که هر صورت هزار رنگه
با اینکه رفتی و نیستی
صدات لالاییه واسم
دوباره اسممو گفتی
دوباره خواب و بیدارم ...
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
#هانی_من💙
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
خزان رفتن تُ
گلوله بسته خیالم به هجم خاطره ات
بدون هیچ تلاشی به پای تو مردم
شبیه کندن جان بود وقت رفتن تو
برای بدرقه ات نعش خود به سر بردم
کسی پس از تو نپرسید حال و روز مرا
فراق دشنه زهری نشانده روی جگر
چه چیز مانده به جز انتظار و دلتنگی
و پوچ میشوم از درک واژه ی باور
چه ناشکیب گذشتند ماه و سال فراق
برای ثانیه ها قرص های خواب کم است
دلم گرفته ازین خنده های تو خالی
سکوت بعد تو مرهم به های های غم است
چقدر پرسه ی خالی به سِیرِ دیدن تو
چقدر پنجره خسته پر از ندیدن تو
چقدر قاب تو بیدار و عکس ها ساکت
و کار هر شب من حل دل بریدن تو...
بهار آمده بودی خزان شدی آخر
به عیدهای به جا مانده داده ای آبان
همیشه منتظر یک تماس کوتاهم
ترانه باز نوشتی؟ دوباره شعر بخوان ...
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
برای هجدهمین خزان رفتنت🕊
#هانی_من🩵
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
سرزمین عاشقان💚
جستجو کردم نباشد مثل این مرز و دیار
مردمان شاد و با فرهنگ و ناب و استوار
سرزمین جشنها، آیین و سنتها، هنر!
من چه گویم از مشاهیری که داده روزگار
صاحب تقویم بی همتا و اهل شعر و علم
چون ابوسهل و امیری، ابن فرخان، پازوار
طالب و نیما، بنان، سلمان و خوشرو، آملی
ابن شهر آشوب و نجما، تا ابد پرافتخار !
شیعه از مازندران مستحکم و جاری شده
خط شکن در جنگ ماند و بهر ایران اعتبار
پهلوانان و اساطیرش بدونِ مِثل ماند !
آرش و یزدانی و هوشنگ مانده یادگار
سرزمین عاشقان، مازندران! مازندران
چشم بد دور از تو باشی در پناه کردگار
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
#روز_ملی_مازندارن_گرامی
با افتخار یک مازندرانی هستم
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🧡🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
جمعه ها شعر سپیدیست به زیبایی تو!
شاملو خوانده لبم وصف دل آرایی تو
آیدایی که کنارت به خودم پیوستم
کافرم بر همه، جز عشق اهورایی تو!
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
ترانه هستم متولد شهریور۱۳۵۹