─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🤍🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
زن صدای بی صدا
شبِ بی انتهای واژه و زخم
شده هذیان و گر گرفته تنم
روی تختی که خواب می بلعد!
خیس اشکم وَ سوخته بدنم
دردم از نکبتیست آدم وار
خنده هایی به لب، ولی مکار
بوسه هایی که روبرو بدهند
خنجری پشت سر، دلی غدار
قافیه ها مرا به دار کشید
واژه هایی که شعر، پس بزند!
چیدمانی که می پرد از مغز
باد با پرده هاش دس بزند!
میز با نعره ای صدا میزد
صندلی را به پایه، بند کشید
ورق از هجمه ی هجومِ قلم
پاره شد زیر تخت می لرزید
تارو پودی نمانده بود از فرش
رج به رج غصه را رفو می کرد
ظاهری خوب و باطنی نابود
ذات خود را چه زود رو می کرد
سیرت و صورتی شبیه نداشت
مثل خنیاگری و شعبده باز
پشت هر ظاهری مقابل توست
باطنی پر فریب و حیلت ساز
زن صدایی که بی صدا مرده
خفقانی به لب دلی مجروح
زیر پای ستبر مملکتیست
که به آیین خود خوری مشروح
خط خطی های مضمحل، کهنه
عق زدم روی تخت و خاطره هات
متجاوز ترینِ آدمهاست
دور از احساس و پایه شهوات
خط بزن روی هر چه نامردیست
در جهانی که می کِشَد لجنت
خود بکُش نفس سرکشت هر دم
خود بزن زیر گوش اهرمنت
زندگی گور آرزوهامان
روزنی از امید پیدا نیست
هر صدایی به حلق می ماسد
انتظاری به صبح فردا نیست
دست در دست یاری خودمم
پشت کردم به فصل بی رحمی
روبرویم بهار می کارم
ببرم از شکوفه ها سهمی🌸
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
#چهار_پاره
ترانه هستم متولد شهریور۱۳۵۹