شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴ - 21:37 - ترانه تقوی (پرنده شرقی) -
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🤍🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
دلم می لرزد از دوری و حتی لحظه ی دیدار
برای این که محکومم به رفتن از سر اجبار!
من و پاییز و دلتنگی، ولی از عشق تو لبریز
که با مهرت بهاری شد تمام فصل ها ناچار!
فلک در چشم تو گم شد، جهان با تو تماشاییست!
تمام کهکشان ها بر مدارِ عشقِ تو بیدار
هوایِ تازه ای مثلِ نفس می دانمت، جانا!
ببین عطرِ حضورت را، میان تک تک اشعار
اگر لب وا کند احساسِ جا خوش کرده در قلبم
به وصف خوبی ات هرگز! ندارد قدرت اظهار
دلم می لرزد از دوری، ولی با عشق می مانم!
که بی تو هیچ معنایی ندارد واژه ی دلدار
تو را آیینه می دانم، منی اما، به دور از من !
کسی آیا شده از دیدنِ هر روزه اش بیزار؟!
چه خودآزاری خوبی! شدی وِردِ شب و روزم
و من بیمار می مانم به استمرار این تکرار
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
ترانه هستم متولد شهریور۱۳۵۹