شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴ - 21:40 - ترانه تقوی (پرنده شرقی) -
─┅═༅𖣔𖣔𖣔🕊🤍🕊𖣔𖣔𖣔༅═┅─
صدای سوز و سرمای زمستان است و ناچارم
بپوشانم دلم را، خسته از اندوهِ بسیارم
شب بی رحم، چون سایه نشسته روی اندامم
و این جان کندن هر روزه ی بی رحم شد کارم!
نه خواب آرام می گیرد نه دارو می دهد تسکین
نپرسید از من این را که چرا این قدر بیدارم!
نشسته زیر ناخن پوست و خونم چرا که باز
غمی سنگین، از عمق جان دوباره داد آزارم
نمانده از دلم چیزی که من عمریست بیمارم
نخواهید اینکه بعد از این خودم را هم نگه دارم!
زمستان است احوالم و هر جای دلم زخمیست
و مانده رد سرمای غریبی بین اشعارم
نشستم در میان خاکِ صد چاک دلم با بغض
هزاران دانه به امید فصل تازه می کارم
#ترانه_تقوی (پرنده شرقی)
ترانه هستم متولد شهریور۱۳۵۹